تبليغاتX
ღ☆ღ کلبه تنهایی ღ☆ღ
 
 
:: خاطره ی .... 1
 


اعتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود : تنها قمر کره زمین ؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!





نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: پیدا کردن شماره تلفن خود با ماشین حساب !
 
 
                   

 ابتدا یک ماشین حساب آماده کنید تا با هم پیش رویم.ماشین حساب موبایل هم می شود.

۱.هفت رقم شماره ی تلفن خود را در نظر بگیرید.

۲.حالا سه رقم اول آن را وارد ماشین حساب کنید.یعنی اگر تلفن شما ۱۲۳۴۵۶۷ باشد ۱۲۳ را در ماشین حساب وارد کنید.

۳.حالا این سه رقم را در ۸۰ ضرب کنید و حاصل را با ۱ جمع کنید.

۴.عدد به دست آمده را در ۲۵۰ ضرب کنید.

۵.حالا چهار رقم پایانی تلفن خود رابا عدد به دست آمده جمع کنید. یک بار دیگر چهار رقم پایانی شماره ی خود را با آن جمع کنید.

۶.عدد ۲۵۰ را از حاصل به دست آمده کم کنید.

۷.حالا حاصل را تقسیم بر ۲ کنید.




نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: داستـانِ یـک دکـتـر ...
 

این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی هایش حتی خواب آن را هم نمی دیدند !

همه ی ما می خواهیم در زندگی به بالاترین چیزها دست یابیم. در هر کلاس می خواهیم شاگرد اول باشیم، گرانترین لباس های بازار را بخریم، کفشهایمان جزء کفش های تک باشد، بلندترین و گرانترین اتومبیل شهر را می خواهیم، می خواهیم با زیباترین و خوشگلترین دختر شهر ازدواج کنیم، دوست داریم بچه هایمان از زیباترین و بهترین بچه های مدرسه خود باشند. می خواهیم بهترین پست ها را داشته باشیم، دلمان می خواهد اگر کاری را شروع کردیم، یک شبه به اوج برسیم و همه ما را به عنوان الگوی "موفقیت" بشناسند.

اما دکترِ داستانِ ما روحیه اش با این قیاس ها سازگار نبود و در این راستا در کل انسانِ کاملاً "متفاوتی" بود.

او می خواست یک زندگی
"معمولی" داشته باشد و جالب اینکه در هیچ امتحانی قصد نداشت رتبه ی اول را کسب کند.


هنگامی که همکلاسی هایش تمام شب مشغول حفظ کتاب و جزوه بودند، یا در حال جا کردن خود در دل اساتید برای گرفتن نمره ای بالاتر، او تنها 2 یا 3 ساعت مطالعه می کرد و سپس بدون هیچ استرسی به خواب عمیقی فرو می رفت و عقیده داشت که نمی تواند برای چند نمره اضافی خواب خود را "فدا" کند.

همکلاسی هایش "ساده زیستی و معمولی" بودن او را مورد تمسخر می گرفتند و او را "احمق" می نامیدند، اما دکتر راضی و خوشحال بود. با نمره ای متوسط MBBS (پزشکی عمومی در کشورهای هند و پاکستان) خود را گرفت.


تمام همکلاسی هایش بعد از اخذ مدرک پزشکی عمومی، تلاش خود را چند برابر کردند تا بتوانند تخصص خود را بگیرند و جزء بهترین های جامعه باشند ولی دکتر تصمیم گرفت درس خواندن را متوقف کند و در یک بیمارستان کوچک به عنوان دکتر شیفت شروع به کار کرد. دوستان او بعد از کار در شیفت صبح به کلینیک های خصوصی می رفتند و ناهار خود را با عجله به اتمام می رساندند تا مریض های بیشتری را ویزیت نمایند و شبها نیز مشغول خواندن جزوه های تخصصی خود بودند.

اما دکتر بعد از برگشت از بیمارستان با آرامش کامل ناهار می خورد، کمی استراحت می کرد و عصر هنگام به پیاده روی می رفت، تلویزیون نگاه می کرد، کتاب می خواند، موسیقی گوش می کرد، به دیدن دوستان و آشنایان خود می رفت، و اگر مریضی به در خانه او مراجعه می کرد بدون هیچ شکایتی به صورت رایگان او را معالجه می کرد. او به فکر افزایش درآمد خود نبود و با همان حقوق اندک تلاش می کرد از زندگی لذت ببرد. خانه ی کوچکی کرایه کرد، کولر گازی هم وصل نکرد. یخچال کوچکی برای آشپزخانه ی کوچکش خرید و با موتور به سرکار رفت. در این هنگام پدر و مادرش از او خواستند ازدواج کند.


دکتر در این باره نیز "معمولی" رفتار کرد. هنگامی که تمامی دوستانش به دنبال زیباترین، پولدارترین و خانواده دارترین دختران می گشتند، دکتر با دختری معمولی از خانواده ای ساده و متوسط ازدواج نمود. با هم به خانه ی کوچک خود رفتند و با شادی به زندگی ادامه دادند. بعد از چند سالی بچه ها هم وارد زندگی دکتر شدند. بچه هایی بسیار عادی.

دکتر به جای ثبت نام بچه های خود در گرانترین مدارس خصوصی، آن ها را در مدرسه ی دولتی محله خود ثبت نام کرد. دکتر هیچگاه از آنها نمی خواست که شاگرد اول مدرسه شوند و به آنها فهماند که درس خود را در حد نیاز فرا گیرند و قبول شوند. بچه ها هم با نمرهای متوسط کلاس ها را قبول می شدند و از شیوه زندگی خود لذت می بردند. از مدرسه برمی گشتند، در کنار پدر و مادر خود ناهار می خوردند، کمی استراحت می کردند، سپس درس می خواندند، عصر هم بازی می کردند و شب قبل از خواب به همراه پدر خود به پیاده روی می رفتند.


اما زندگی دکتر اینگونه به پایان نرسید. پیچ کوچکی در جاده ی زندگی دکتر به وجود آمد. تصمیم گرفت از کشورش خارج شود و به کشور دیگری مهاجرت کند. دوستان دکتر هم در تلاش بودند تا مهاجرت کنند و در کشورهای جهان اول به بهترین ها برسند. لذا روزها را در صفهای بلند سفارتخانه های آمریکا، بریتانیا و استرالیا می گذراندند و مدام به دنبال آشنایی بودند تا چند روز زودتر از بقیه به آرزوهایشان برسند. اما دکتر کشوری بسیار "معمولی" را انتخاب نمود که هیچگونه صفی در سفارتخانه های آن وجود نداشت. او به کشور مالدیو رفت و در بیمارستانی مشغول به کار شد.


خانه ی ساده ای کرایه کرد و همسر و بچه هایش را به آنجا برد. دوچرخه ای برای خود و بچه هایش خرید و بعد از اتمار کار به همراه خانواده از مناظر زیبای مالدیو لذت می بردند. آخر هفته ها به مسافرت می رفتند و دوستان فراوانی پیدا کردند. تا اینکه دکتر روزی اطلاعیه ای در روزنامه دید که در آن سازمان بهداشت جهانی (WHO) از چند دکتر عمومی، بدون مدرک تخصص و با تجربه چند ساله خواسته بود تا به یکی از روستاهای دور افتاده در استرالیا رفته و در بیمارستانی مشغول به کار شوند. دکتر برای این شغل اقدام نمود و به استرالیا مهاجرت کرد.


دولت خانه ای در روستا به او داد و او در بیمارستان مشغول به کار شد. بعد از چند سال به خاطر حسن برخورد و حس نوع دوستی و پشتکارش به ریاست بیمارستان رسید. دولت 2000 متر زمین زراعی به او اختصاص داد و دکتر نیز به کمک فرزندان معمولی خود آنجا را به مزرعه ای آباد تبدیل نمود. در حال حاضر او در خانه ای با 5000 متر مربع مساحت زندگی می کند و جگوار خود را در کنار پورشه ی همسرش در پارکینگ اختصاصیشان نگه می دارد و "بچه ها و همسر معمولی" او در کنارش هستند ...


می خواهم بگویم علاوه بر بهترین شدن، اولین رتبه را کسب کردن، شاگرد اول شدن، پولدارترین شدن، راه دیگر و صد البته بهتری هم در زندگی وجود دارد و آن چیزی نیست جز راه "اعتدال" و "معمولی"
 
این همان راهی است که تمام شادی در آن وجود دارد.
اما ما راه بهترین ها را انتخاب می کنیم و در این راه آنقدر با شتاب پیش می رویم که شادیهای زندگی را یکی پس از دیگری جا می گذاریم و ناباورانه در آخر راه تنها می مانیم، بدون اینکه اجازه دهیم حتی شادی و لذت با ما همکلام شود.

کاش ما هم شاد بودن و لذت بردن از زندگی را بر موفقیت و بهترین شدن ترجیح دهیم.

کاش ما هم "معمولی" باشیم !
درست مانندِ آن لحظه که خالق هستی، بدون هیچ تبعیضی؛ من و تو را از یک عنصرِ یکدست و "معمولی" خلق کرد ...


یادمان باشد ...
زندگی چون گل سرخ است
پر از عطر... پر از خار... پر از برگِ لطیف...

یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار، همه همسایه ی دیوار به دیوارِ همند



نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: ملا نصرالدين هميشه اشتباه مي‌كرد
 

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند.

دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره.

اما ملا نصرالدين هميشه سكۀ نقره را انتخاب مي‌كرد.

اين داستان در تمام منطقه پخش شد.

هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه ی نقره را انتخاب مي‌كرد.

تا اين كه مرد مهرباني از راه رسيد و از اين كه ملا نصرالدين را آن طور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد.

در گوشه ی ميدان به سراغش رفت و گفت: هروقت دوسكه به تونشان دادند٬ سكۀ طلا را بردار.

اين طوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه ی طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم.

شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام. 

 

 

 شرح حكايت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک) 

ملا نصرالدين با بهره‌گيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كم‌ تر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق مي‌بخشد.

اوازيك طرف هزينۀ كمتري بمردم تحميل مي‌كند و از طرف ديگر مردم را تشويق مي‌كند كه به او پول بدهند .

 

«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»

 

شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است.

او به خوبی می دانست که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند.

او می دانست که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند.

در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه ی خود، فرصت دریافت پول را بدست می آورد.

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی، آن ها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »  

 

شرح حکایت 3 (دیدگاه حکومت ماکیاولی)

 ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های  مردم داشت.

اوبخوبی میدانست هنگامی که ازدوسکۀ طلا و نقرۀ مردم، شما نقره را بر می دارید آن ها احساس می کنند که طلا را به آن ها بخشیده اید!

و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکۀ طلا هم از اول مال خودشان بوده است .

واین زمان به اندازۀ آگاهی ودرک مردم می تواند کوتاه شود.

هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود.

در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه ی خود، فرصت دریافت پول را بدست می آورد.

«اگر بتوانی ضعف های مردم را بفهمی می توانی سر آن ها کلاه بگذاری ! و آن ها هم مدتی لذت خواهند برد! »




نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: سال 1391 مبارک
 


 

 

یا مقلب قلبه من در دسته توست یا محول حاله من سر مسته توست کن تو تدبیری که در لیل و نهار حال قلب من شود همچون بهار یا مقلب قلب او را شاد کن یا مدبر خانه اش آباد کن یا محول احسن الحالش نما از بدی ها فارغ الحالش نما

سال نو مبارک

 




نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: اس ام اس تبریک عید نوروز 91
 

چند روزه ديگه بهارميادوهمه چيزرو تازه ميکنه :

سال رو،ماه رو،روزهارو،هوارو،طبيعت رو،

ولى فقط يه چيزکهنه ميشه که به همه ى اون تازگى مى ارزه

دوستيمون ...


.

شعر به مناسبت عید نوروز

.

.

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت .

 . .بادت اندر شهريارى برقرار و بر دوام

سال خرم،فال نيكو،مال وافر،حال خوش . . .

اصل ثابت ، نسل باقى ،تخت عالى ،بخت رام

سال نو مبارک


.

.

.

اس ام اس تبریک عید نوروز

.

.

.

تق تق!


کیه کیه؟


منم منم پیامک،

عیدشماجلوجلومبارک.


.

.

اس ام اس عید نوروز

.

.

حواسم را هرکجا پرت میکنم ،

باز کنارتو می افتد.

پیشاپیش عیدت مبارک


.

.

.

اس ام اس عید نوروز

.

.

.

 مثل ماهي زندن مثل سبزه زيبا مثل سمنوشيرين

مثل سنبل خوشبو مثل سيب خوش رنك مثل سيرشفابخش

ومثل سكه باارزش باشيد.

يادت نره قبل ازتحويل سال اولين كسي بودم

كه سفره (هفت) سينوبرات معني كردم

.

اس ام اس باحال عید نوروز

.

.

.

فرارسيدن نوروز را به شما

و خانواده محترمتان بعدا تبريك مي گم هنوز زوده!


.

.

.

اس ام اس نوروزی

.

.

.

دل من پیش تو عشق من خنده تو

فکر من چهره تو امید من نگاه تو

جون من فدای تو بدون كه عيد شده ومن

اولين كسي هستم كه سال نو را به شما تبريك ميكويم.


.

اس ام اس تبریک عید نوروز

.

.

به هرعيدى كه آيد زنده باشيد،به انوارخداتابنده باشيد ،

رواحاجت دراين عيد خدايى،هميشه خرم و فرخنده باشيد

پيشاپيش عيدتان مبارك.التماس دعا.


.

.

اس ام اس خانه تکانی

.

.

.

با پايان سال شروع به خانه تكاني كردم؛


به خانه دل كه رسيدم محبتت را برداشتم

نه غباري داشت ونه كهنه شده بود؛


مهرت جاودانه دردلم خواهدماند.

شبهای بهاریتون آروم و قشنگ و پرستاره.

.

اس ام اس غمگین سال نو

.

.

چقد ما بدبختیم همه لباس نو کفش نو ولی ما ...

دریغ از خوشحالی


.

.

.

اس ام اس ضد حال نوروزی

.

.

.

ميدونم اگه بگم سال نومبارك!

حالت ازشنيدن اين جمله كليشه اى بهم ميخوره...

پس سال نو مبارك!


.

.

.

شعر مخصوص تبریک عید نوروز

.

.

.

بروبروبادبادك/بگوبه اون نازنازك/

عيدگل وشاپرك/جلوجلومبارك!


.

.

اس ام اس زیبا ویژه نوروز

.

.

اي پديد آورنده ي قلبها...

دوستان من ارمغاني از رحمت بيكران تو اند؛

خرسندشان دار به تندرستي...

پيشاپيش سال نو مبارك

.

.

اس ام اس نوروز

.

.

اینه -{ }- قران <=> ماهی<;(((((><

سبزه *!!!!!* سیر •.•.• سنجد @@@ سماق ~...~

سکه $$$ سمنو -:~:- سیب ( ' ).( ' )

یادت باشه اولین کسی که سال 1391 بهت تبریک گفت

و سفره هفت سین برات چید من بودم .

.

.

پیامک نوروز باستانی

.

.

.

فرا رسيدن نوروز باستاني،

ياد آور شكوه ايران و يگانه يادگار جمشيد جم بر همه ايرانيان پاك پندار،

راست گفتار و نيك كردار خجسته باد.





نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: اس ام اس چهار شنبه سوری
 

سوختن غصه هات تو آتیش آرزومه !

۴شنبه سوری بر تو  آتیش پاره مبارک !

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

دستانت را به من بده ، تا با هم از رو آتش بپریمم!

آنان که سوختنـد ، همه تنها بودند !

۴شنبـه سوری مبارک !

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

آتیشی که تو قلبم روشن کردی هیچ آتش نشانی نمی تونه خاموش کنه !

” چهارشنبه سوری مبارک”

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه

چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه

غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال تو

چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

انگاری غلغله ی محشره چارشنبه سوری

گوشم از بمب و ترقّه کره چارشنبه سوری

رسم خیلی خوبیه اگه خرابش نکنیم

واسه من فشفشه یادت نره چارشنبه سوری

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری

افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم

زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از

آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان

آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش

و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

بهار را با چهار شنبه سوری

تابستان را با آفتاب سوزانش

پاییز را با رنگهای آتشینش

و زمستان را

با گرما ی دلنشین اجاق ها

میشناسم

هزار سال است مسلمان شده ام

اما هنوز شعله های زرتشت

در جانم زبانه میزند

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

بشد «چارشنبه» هم از بامداد / بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد

چهارشنبه سوری گرامی باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش

اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد !

ستاد روانی شدگان چهار شنبه آخر سال !

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

چهارشنبه سوری نزدیکه ، یه وقت نری از رو آتیش بپری

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه !

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره !

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

مواظب باش چهار شنبه سوری برق چشمات رو با آتیش اشتباه نگیرن . . .




نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: سوژه های تصویری
 
قفل جدید موبایل، صددرصد تضمینی


استفاده از شلوار به جای کانال کولر!

 

 




نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: تصویری از رضا شاه در برابر زنان گشف حجاب شده
 
شفاف: رضا شاه در آذر ۱۳۱۴ به محمود جم، رئیس الوزرا، گفت: ” نزدیک دو سال است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشته‌است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده‌است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد. ”
از این رو بخشنامهٔ کشف حجاب جهت تصویب رضاشاه در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۱۴ از طرف رئیس‌الوزرا به دربار فرستاده شد تا در آغاز دی‌ماه فرمان اجرای غیر رسمی قانون کشف حجاب به تمام ولایات ایران ارسال گردد.

رضا شاه



نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 توسط من | لينك ثابت |
     
 
:: بهشت و جهنم کجاست
 
روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'




نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390 توسط من | لينك ثابت |
     
 
ღ☆ღ کلبه تنهایی ღ☆ღ


ღ☆ღ کلبه تنهایی ღ☆
------------------------------------------------


منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک


موضوعات مطالب

جملات بزرگان
تمام مطالب
جملات زیبا
اخبار مهم
داستان
خاطرات
تصاویر
دانلود
sms
برچسب‌ها

روز عشق ایرانی (1)


آرشيو مطالب

اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
آرشيو




پیوند روزانه

loOovely COuple
dokhi sheitoooone
♥♥♥((دخترجهنمی))♥♥♥
((::. پسر جهنمی.::))
کلبه ی دوستی
تاپ پاتوق
دانيال
لیورپول
پركاران
Love 73
هم سخن
شعر و عكس
♣ هم بلاگی ♣
داستان های ...
♣ داستان های امثال ♣
فقط به خاطر تنها عشقم
گروه مستر دالود نرم افزار
بزرگ ترین مرجع دانلود آهنگ
زیبا ترین مطالب روانشناسی
☆ღ☆ ترنم باران بهاری ☆ღ☆
قالب وبلاگ
کلیپ موبایل
مرجع تخصصی موبایل
آرشیو روزانه


پيوندها

loOovely COuple
هدیه
دانيال
لیورپول
پركاران
دل عاشق
کليپ پارس
علي & منا
سنتور نوازان
کامپیوتر مادر
فرياد بي صدا
♣ هم بلاگی ♣
جزيره ي متروكه
کلبه ی دوستی
بهترین های ایران
داستان های .....
سخت افزار نرم افزار
نيلوفر (دل شكسته)
لینکدونی سارینا جون
دختری با اسانس لبخند
فروش انواع محصولات
♣ داستان های امثال ♣
فروشگاه سریال کره ای
داستانهاي عاشقانه من
فقط به خاطر تنها عشقم
ارزانترین فروشگاه اینترنتی
زيباترين مطالب روانشناسي
بابک پسری از ایتالیــــــــــــا
دانلود آهنگ های ملایم کره ای
آشفته زمانیست,یارب کمکم کن
( تـــــــــــ♥ـــــــــرنـم بـاران o o )
هنوزم دوستت دارم
mohsen&mohamad
اینجا توووووووووپه
جهان رپ
my love selena
با من باشید و نباشید من با شما هستم
love
جزیره سرگردانی
ساحل ایران
برای عشقم مهدی
دختری برای چهار فصل
جایی برای نفس کشیدن
❤❤❤دل شیشه ای گریون❤❤❤
مسجدالمهدي (عج) آقا پيران دلچه
هیئت متوسلین آقا ابا عبدالله الحسین (ع)
جایی برای دو هم استانی(امیر و الهام)
خورشید جاودانی
مبهم
سلطان عشق
تنهایی بهتر از گدایی محبت هاست
تبلیغات در سسرزمین پارس
عاشقانه - romantizm
داستان وحکایت
کتابخانه صوتی
عشق معلمی
Dream High:♥Ҳ
ஜ❤حس مبهم عشق❤ஜ
شاد باش چون دنیا 2 روزه
همه چی و هیچی
انجمن نمکدونا
₪₪₪₪ عاشقانه₪₪₪₪
ضایع بازی ضد دخترا:دخترا نیان که
جدیدترین موزیک ها • امیرحسین
ghorob
مهربون
HIiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
...پس ازباران
دل های آبی
دختربارانی
مَــ ــنـ+تُــ ـــو=مــ ــ ــا
رها ...
مترسک مهربون
آینده از آن کسانی است که به استقبال آن میروند
بارانی
پسر بامزه
شهراسباب بازی
جوان امروز
★★(مریمی با کفش های مخملی!)★★
ҳ̸Ҳ̸ҳ onlyҳ̸Ҳ̸ҳ
گقالب وبلاگ
کلیپ موبایل
مرجع تخصصی موبایل

امکانات

این صفحه را به اشتراک بگذارید ايجاد صفحه : 0.046 ثانيه

Pichak go Up


 
Published by ParsTheme & Designed by mihandownload.com

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ
کلیپ موبایل
مرجع تخصصی موبایل

سایت تخصصی موبایل

موبایل


کلیپ موبایل
مرجع تخصصی موبایل

سایت تخصصی موبایل

موبایل